
به نقل از پارلماننیوز:
سخنگوی پویش حمایت از خاتمی و موسوی سرانجام عصر امروز آزاد شد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، محمدرضا جلاییپور از نخبگان علمی کشورمان که به همراه پویش حمایت از خاتمی و موسوی«موجسوم» نقشی مهم را در ایجاد مشارکت بالای مردم و ترغیب مردم به آمدن پای صندوقهای رای ایفا کرد، 88 روز پیش و اندکی بعد از برگزاری انتخابات درحالیکه قصد داشت به دلیل اتمام مرخصی تحصیلیاش با سفر به انگلیس در کلاسهای مقطع دکترایش در دانشگاه آکسفورد به انگلیس حاضر شود که در فرودگاه بازداشت شد.
وی که فرزند حمیدرضا جلاییپور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و از خانوادههای بزرگوار شهداست، علیرغم فشارهای وارد شده در زندان به گفته آزادشدگان از زندان همواره از روحیه بسیار عالی برخوردار بود.
جلاییپور که از حافظان و قاریان قرآن کریم نیز هست در زندان بیشتر ایام خود را به مناجات با معبود خویش میگذارند.
مهمترین دلیلی که برای بازداشت محمدرضا جلاییپور البته به صورت متناقض در کیفرخواستهای ادعایی مطرح شد ایجاد تلویزیون اینترنتی در ایام انتخابات بود که برخی از رسانههای حامی دولت تلاش کردند وانمود کنند که این تلویزیون وظیفه تغذیه بی.بی.سی را بر عهده داشت، در حالی که فعالان سیاسی اصلاحطلب و هنرمندان با حضور در برنامههای چند ساعته این تلویزیون اینترنتی مردم را به حضور در انتخابات دعوت میکردند!
این ادعاها در حالی مطرح میشد که حامیان محمود احمدینژاد نیز شبکه تلویزیونی مشابهی را ایجاد کرده بودند.
از دیگر موارد ادعایی برخورد و جلوگیری از پلمپ این تلویزیون در روز 22 خرداد بود، در حالیکه به گفته شاهدان عینی علیرغم اصرار مسئولان ستاد قیطریه مبنی بر ارائه حکم ماموران بدون ارائه هیچگونه حکمی مبادرت به انجام اعمال خشونت آمیز کردند و حتی این ماموران حکم خود را در حضور رئیس پلیس تهران که به درخواست مسئولان ستاد قیطریه در محل حاضر شده بود، ارائه نکردند.
گفته میشود یکی از مهمترین دلایل دستگیری و برخورد با محمد عطریانفر، محسن امینزاده، سعید شریعتی، مصطفی تاجزاده و عبدالله رمضانزاده جلوگیری از پلمپ شدن استودیو این تلویزیون بدون ارائه حکم بود که این مقاومت منجر به درگیری جزئی و در نهایت حبس شدن ماموران لباس شخصی که بدون ارائه حکم به استودیو وارد شده بودند، شد و در نهایت به درخواست مسئولان ستاد، رئیس پلیس تهران برای روشن شدن هویت این افراد و نیز تحویل این افراد که به گفته خودشان از سوی قاضی مرتضوی مامور به انجام این کار بودند در محل حاضر شد.
ساعتی پیش دکتر حمیدرضا جلاییپور، در توصیف این نود روز چشم انتظاری به نوروز گفت: من تجربه رنج های زیادی را داشته ام. مثلا در دهه اول انقلاب، برادر بزرگ مرا که پس از ۸ ماه از جبهه وارد تهران شده بود، منافقین در تهران ترور کردند. دو برادر جوانم در عملیات بیت المقدس و کربلای چهار به دست عمال صدام شهید شدند و پدر و مادرم با غصه برادرانم در سنین میانسالی بیمار شدند و فوت کردند. همین سال گذشته هم برادر جوان ۳۶ سالهام را که در واقع زیر بار اندوه برادران و پدر و مادرم له شد و سکته قلبی کرد را از دست دادم. لذا تجربه درد زیاد دارم. اما هیچ یک از این غمها به اندازه انتظار برای آزادی پسرم که یک جوان نخبه علمی این مملکت است، مذهبی است، دروغ نمیگوید، غیبت نمیکند و فقط و فقط تنها جرمش دفاع از مهندس موسوی بوده است، برایم سنگین نبود.
وی ادامه داد: در این مدت این تنها فرزند من نبود که حبس شد، همسرش در تنهایی سرزمین غریب دچار بیماری و کمبود شدید وزن شد، خواهرش و مادرش و برادرش تحت فشارهای عمیق روحی بودند، خانواده همسرش که هر دو از حقوقدانان مستقل و باسابقه این مملکت هستند هم همینطور، و خود من نیز در مدت این سه ماه جایی نبود که برای آزادی او نرفته باشم و کسی نبود که از او درخواست آزادیاش را نکرده باشم. اما هیچ مرجعی پاسخگوی دلایل این حبس نبود.
دکتر حمیدرضا جلاییپور که خود نزدیک به ده سال در سال های دفاع مقدس در مناطق جنگی غرب خدمت کرده بود، در توصیف این ۹۰ روز گفت: باعث تاسف است که دستاورد انقلاب بعد از ۳۰ سال حبس یک جوان نخبه ۲۷ ساله است که رتبه یک کنکور، دانشجوی ممتاز دانشگاه تهران، طلای المپیاد و دانشجوی ممتاز دانشگاه آکسفورد و مولف و مترجم چند کتاب جامعه شناسی دین و دبیر چندین سمینار علمی بود.
دکتر جلاییپور در حالی که شعف آزادی فرزندش و نیز اندوهی عمیق در صدایش موج می زد و در حالیکه برای تحویل گرفتن فرزندش راهی زندان اوین بود، حرفش را چنین تمام کرد: در این سه ماه، سه جمعه صبح زود، سر خاک برادران شهیدم حاضر شدم، به طور خاص سر قبر برادر کوچکترم حسین، که شهید آخر خانواده بود رفتم و نشستم و از او خواستم که برخیزد و ببیند که برادرش چطور دارد تاوان زحمات و هزینه هایی که آنها در راه این انقلاب داده بودند را با حبس فرزند مومن و جوانش پس میدهد.
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بغضی در گلو چنین گفت: سر خاک برادرم حسین با او درددل کردم و گفتم: حسین جان! یادت هست یک روز بعد از شهادت تو، آقای خامنهای به خانه پدر ومادرمان برای عرض تسلیت آمده بودند؟ آن وقت محمدرضا تنها ۴ سالش بود، او کودکانه دوید و روی پای ایشان نشست و ایشان هم به رسم معمول، دستی به سر محمدرضا کشید و او را نوازش کرد. حالا نیستی که ببینی بعد از نزدیک به ۳۰ سال چگونه او را ۳ ماه در زندان اوین و همسر و پدر و مادر و خانوادهاش را هم در بیرون زندان نوازش کردند!
دکتر جلایی پور همچنین گفت : فرزندم با اینکه به بازداشت انفرادی معترض است و هیچ اتهامی را هم نپذیرفته است، به لحاظ روانی و فیزیکی در وضعیت مطلوبی است و از رفتار کارشناسان پرونده ابراز رضایت می کند.
------------------
تاریخ انتشار خبر: 88/6/21
0 نظرشما در مورد این خبر چیست؟:
ارسال یک نظر